تبليغاتX
دید متفاوت

دید متفاوت

خیلی چیزها راجع به این موضوع شنیده بودم اما باورم نمیشد تا اینکه هفته پیش به یاد ویدا دوست دوران دانشگاهم افتادم با تغییراتی که هر روز در مخابرات ما اتفاق می افته معمولا آدمها دوستاشون رو گم می کنن اما من ویدا رو از اینترنت پیدا کردم این هم وبلاگشه

ویدا  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 17:28  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

آیین ها نقش بسیار مهمی در زندگی انسان ها دارد در مورد مهمترین آیین ایرانی ها یعنی نوروز استاد مطلب جالبی گفته اند که اگر شما هم دوست دارین بخونین

نوروز مهم‌ترین آئین همه ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از مذهب، زبان، ملیت، طبقه و جایگاه اجتماعی و تعلقات سیاسی است. در این گفتار، دکتر عبداله گیویان از منظر ارتباطات به این آئین کهن ایرانی که مرزهای کشورمان را درنوردیده و به یک میراث فرهنگی برای جهانیان تبدیل شده است، می‌نگرد.

ادامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:57  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

روز ۴ اردیبهشت روز تاسیس رادیو در ایران است. رادیو در ایران از سال ۱۳۱۹ آغاز به کار کرده است و در این روز ۶۹ سال فعالیت خود را به پایان برد و وارد هفتادمین سال فعالیت خود شد. روز یکشنبه به همین مناسبت در استودیو یک رادیو مراسمی برگزار شد و از بعضی از برگزیدگان جشنواره در این مراسم تجلیل شد.

نتایج  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:51  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 امروز صبح به محض اینکه این خبر رو شنیدم به تو زنگ زدم چرا جواب ندادی؟ امیدوار بودم گوشی رو برداری و بگی که نه دروغه؛ دارم خوب می‏شم مثل همونی که شب عید گفتی... شنیده بودم از بس زخمات زیاده و اینقدر درد می‏کنه که شبها نمی‏تونی بخوابی... حالا بهتری؟! بمیرم دختر! بمیرم دوست! تو چقدر درد کشیدی! امشب راحت بخواب باشه؟ تلافی همه این مدتی که از درد خوابت نمی‏برد! باشه؟ همه یه روز می‏میرن! مرگ حقه من از درد کشیدن تو ناراحتم و از صبوری ات... شنیدم این اواخر گریه هم نمی‏تونستی بکنی؟ فریبای عزیز خداحافظ 

شنبه 29 فروردین1388 ساعت: 18:11 توسط:گيويان
سلام فريبا
... هيچ وقت نمي تونم اتاق شماره 206 دانشكده صدا و سيما رو فراموش كنم، فكر مي كنم حتي اگر همه تلاشم رو هم براي اين كار بكنم نتونم اون اتاق و آدمهايي رو كه تو اون كلاس ديدم فراموش كنم
فريبا آذرنيا يكي از اون آدمها ست... غروري با شكوه و صفايي مثال زدني داشت
تو كارهاش تلاشي نه فوق العاده اما بي تعارف و فروتنانه و بدون ذره اي تظاهر ديده مي شد
دردمندي بود كه هرگز نمي خواست بابت ضعفها و دردهاش از ديگران باج بگيره يا اخاذي كنه
روحيه اي بالا كه در دلي اميدوار خودشو نشون مي داد و همراه شده بود با پذيرشي واقع بينانه
فريبا رفته يا ما مونديم؟
جاش خاليه و من مي دونم كه حالا حالاها هروقت كه تو حياط دانشكده چرخ مي خورم يادش خواهم افتاد
براش دعا مي كنم و به خانوادش و همه دوستاش و مخصوصا تو و خواننده هاي وبلاگت تسليت مي گم
      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 16:24  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

بکارگیری نکته هایی برای یک مدیر موفق
1- در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه‌تر و بهتری شما را به مقصد برساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 16:53  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

نمی دونم می دونی که من به شبکه تجارت منتقل شده ام یه نه؟

روزهای اول ورود به جای جدید برای من آشنایی با افراد اونجاست یکی از همکارهای ما دکترای فلسفه رسانه داره من ازش پرسیدم فلسفه رسانه چیه؟ و اون جواب داد دروغ و بزرگنمایی

نظر شما چیه؟ به نظر شما فلسفه رسانه همینه؟  

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:49  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

هزار دشمنم ار می کنندقصد هلاک / گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

ترا چنان که تو هستی هر نظر کجا بیند / بقدر دانش خود هر کسی کند ادراک 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 18:36  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

و با این نفس٬ روح زندگی در زمین موجب بیداری همه موجودات میشه؟

ما هم از خاکیم. شکوفه ها بیدار شدن؟ امروز به خودم گفتم کمتر از ذره نه ای مهر بورز؟ بعد از خودم پرسیدم من چی؟ من هم بیدار شدم؟! نکنه این بهار هم همه بیدار بشن و من همچنان خواب بمونم؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 18:48  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

به نظر من دانستن و لذت دانستن بهترین و بالاترینه

می‏دونی کی بهتر و بالاتر از همه می‏دونه؟

به نظر من خدا بهتر و بالاتر از همه می‏دونه، توی قرآن هست که خدا از اسرار درون همه آگاهه

خوش به حال خدا... خدا بودن چه لذتی داره وقتی از اسرار همه چیز خبر داره... فکر کن بعضی وقتها آدم بعضی چیزها رو حتی پیش خودش هم نمی‏تونه اعتراف کنه ولی خدا حتی از اونها هم خبر داره

کاش میشد فقط یک لحظه جای خدا بود و همه چیز رو دید

این آرزو رو سر برنامه، توی پخش گفتم؛ یکی از همکارام گفت: چه جنبه‏ای داره خدا... واسه اینکه اینهمه از همه چی خبر داره و هیچی نمی‏گه

بعد واسه خودم دلم بیشتر گرفت اگر قرار باشه هرکسی اندازه جنبه‏اش بدونه ما چقدر بی‏جنبه‏ایم.   

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 8:27  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

شما قضاوت کنید  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:59  توسط معصومه اسمعیل نژاد  |