تبليغاتX
دید متفاوت

دید متفاوت

ما در مالزی که بودیم آقای وین فرید که آلمانی بودند و در AIBD  کار می کردند هماهنگ کردند  که ما از دانشگاه هلپ دیدن کنیم و این موضوع برای ما اهمیت زیادی داشت چون به دانشکده mass communicassion آنجا می رفتیم و دو نفر از استادان آنجا قرار بود برای ما سخنرانی کنند . ابتدا همه چیز خیلی خوب بود همه کارت هایشان را به ما دادند و خودشان را معرفی کردند و سپس یکی از استادان آنجا در مورد مدیا سخنرانی کرد و بعد نفر دوم با شور و اشتیاق فراوان گفت که دو هفته قبل ایران بوده است و در مورد هوی متال های ایران و در مورد سانسور در ایران ، تحقیق کرده است و داشت با آب و تاب تعریف می کرد ... اما  من دیگر نمی توانستم تحمل کنم که کسی اینقدر ناجوانمردانه در مورد کشورم قضاوت کند برای همین جواب دادم : « انگار شما از رسانه های کشور خودتان خبر ندارید ؟ در کشور شما  BBC WORLD SERVIC با 3 تا 4 ثانیه تاخیر پخش می شود و اگر مطلبی بر خلاف میل حکومت شما باشد در جا برنامه دیگری که از قبل دارید جایگزین می کنید ، ما این موضوع را روز قبل از آن در Astro دیده و فهمیده بودیم ، اما در ایران دیگر کسی ماهواره را سانسور نمی کند ! از طرف دیگر شما بعضی از کانال های ماهواره را کاملا سانسور می کنید و بعضی از آنها را با جرح و تعدیل پخش می کنید اما چنین چیزی در ایران وجود ندارد .   ما  فقط مثل تمام کشور های دنیا مسائل غیر اخلاقی را سانسور می کنیم . رئیس دانشگاه هلپ یک نفر آمریکایی بود بعد به او رو کردم و گفتم مثلا کشور شما ، سانسور در کشور شما وحشتناک تر از ایران و مالزی است ، شما که ادعای دموکراسی دارید عمدا اطلاعات سیاسی مردم  کشورتان را بسیار پایین نگه می دارید اما در ایران هر راننده  تاکسی برای خودش سیاستمداری است اگر باور نمی کنید الان به تهران برویم و شما در مورد مسائل سیاسی جهان با راننده های  تاکسی گفتگو کنید ببینید چه تحلیل هایی ارائه می دهند ! بنابراین حکومت کردن و برنامه سازی برای چنین مردمی بسیار مشکل است ....

و جالب بود که رئیس دانشگاه وقتی از مردم ایران صحبت می کرد گفت بله مردم ایران با پیشینه فرهنگی بسیار قوی هستند  و علاقه زیادی به مسائل سیاسی جهان دارند . کمتر از مردم آمریکا کار می کنند و بهتر از آنها زندگی می کنند و وقت بیشتری دارند تا به این گونه مسائل فکر کنند  ما همه اینها را می دانیم اما در آمریکا هر کس از صبح تا شب کار می کند و شب از بس خسته شده دیگر حوصله خبر را ندارد ....

و با توضیحات من و رئیس دانشگاه ، آن استاد تقریبا ساکت شد 

بعد به خودم گفتم من در ایران از برنامه سازان منتقد هستم و هر روز با برنامه هایم از هر مسئولی که فکر کنم کارش را به درستی انجام نداده است انتقاد می کنم اما اگر کسی به کشورم چپ نگاه کند دیده اش به گزلک غیرت درآورم ... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 21:0  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

سلام من امروز هم مطابق معمول وقتی از خواب بیدار شدم اولین کاری که کردم به وبلاگم سر زدم تا بعد از طریق آن ببینم در دنیا چه خبر است  اما متاسفانه وبلاگ من باز نشد ، خیلی ناراحت شدم و به من برخورد که : « نگاه کن من چگونه از عدم سانسور جلوی بیگانه ها در دانشگاه هلپ مالزی جلوی دوستانم دفاع کردم و در اینجا وبلاگ من که نه مطالب سیاسی و نه هیچ مشکل دیگری دارد باید فیلتر شود ؟! »

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:2  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 

به نظر من معنای استعمار این است که هر توریستی در هر جای دنیا به معنای واقعی کلمه یک آمریکایی است ... به زبان انگلیسی حرف می زند تا همه حرفهایش را متوجه شوند ، مثل آنها لباس می پوشد تا راحت باشد حتی اگر بخواهد در کنفرانسی شرکت کند و خیلی رسمی لباس بپوشد باز هم همین طور است .  ، اگر غذاهای مردم مختلف دنیا را هم دوست نداشته باشد فست فود را همه می توانند بخورند  و مهمتر از همه اینکه تا زمانی که دلارهای آمریکایی تو جیبت هستند آرامش داری و خیالت راحته ... حالا شما قضاوت کنیداگر این استعمار جهانی  نیست پس چیست ؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 15:57  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

ما به مسجد ملی مالزی هم رفتیم جالبه ما یه بار توی برنامه موج مجهول انتقاد می کردیم که چرا در کشور ما دستشویی عمومی وجود نداره و روی نقشه های توریستی کنار مساجد نوشته اند که می توانید از دستشویی آنها استفاده کنید و در برنامه اعلام کردیم که چرا مسئولان کاری نمی کنند ؟! در مالزی مساجد شان فوق العاده تمیز بود و به جای دستشویی در مساجد شان حمام وجود داشت .  

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 8:15  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

در مالزی از هر فرصتی استفاده می کردم تا از مردم در مورد ایران سوال بپرسم 10 نفری که من با آنها گفتگو کردم همه ایران را با تبلیغات آمریکا علیه ایران می شناختند اما جالب است که همه بدون استثنا حق را به ایران می دادند و آمریکا را مقصر می دانستند . و جالب تر از همه این بود که یک پیرمرد چینی وقتی شنید ما ایرانی هستیم گفت : « همون ایرانی که آمریکا ازش می ترسه ؟! » و کلی راجع به احمدی نژاد صحبت کرد و بعضی هم می گفتند : «  ایران !  احمدی نژاد ! بعد می گفتند ما احمدی نژاد رو خیلی دوست داریم و حرفهاش خیلی خوبه ... » و فقط یک آفریقایی که در دانشگاه   Help علوم اجتماعی می خوند فکر می کرد احمدی نژاد دیکتاتور ه و از من پرسید که « آیا دیکتاتوره ؟ » گفتم : « توی کشور من خیلی وقته دوره دیکتاتوری سر اومده ... »

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 7:16  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

ما این ۱۰ روز گذشته رو در مالزی بودیم ما گروهی از دانشجویان دانشکده صدا و سیما بودیم که به سفر علمی رفته بودیم

دانشجویان این سفر این دوستان بودند

۱- شهرام احمدی تبلیغات

۲- طاهره راستی پیشه تحقیق در رسانه

۳- حمیدرضا پاکدل مدیریت رسانه

۴- سینا موحدی تولید

۵- ابوالفضل عابدی تولید

۶- الوندی تحقیق در رسانه

۷- ایرج زارع نصر آبادی تبلیغات

و من که تهیه کنندگی رادیو می خوانم

این دانشجویان جزو دانشجویان ممتاز دانشکده صدا و سیما بودند و این سفر جایزه آنها بود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 5:49  توسط معصومه اسمعیل نژاد  |